چرا عکس های بهشتی نسوخت

روزی من بااستادی که از ولسوالی پنجاب ولایت بامیان برگشته بود صحبت می کردم و او به من از وضعیت پنجاب قصه گفت از جریان انتخابات پارلمانی گرفته تا قضیه شکیلا و واحدی بهشتی.

او گفت در زمانی انتخابات پارلمانی مردم تصمیم داشتند که به فکوری بهشتی رای ندهند و کسی دگری را به جای او در پارلمان بفرستند اما این کار با عقیده ی خرافاتی مردم گره خورد و افراد استفاده جو از این فرصت هم استفاده کردند تا مردم نتواند وکیل مورد نظر خود را تعیین کنند.

اشخاصی شب هنگام تمام پوستر های کاندیدای پارلمانی را جمع آوری می کنند و نزدیکی شهر گودی کنده و در داخل آن گودی تمام پوستر ها را آتش می زنند و در این میان عکس فکوری بهشتی را نیمه سوخته و پوستر خود بهشتی را سالم در زیر آن پوستر های سوخته می گزارند.

و صبح هم پیش از همه خود آنها مردم را به جستجوی علت این کار وادار می کنند و اطراف بازار پنجاب را گشت می زنند. تا این که مردم را به بالای آن پوستر های سوخته می برند و با نوک چوب از زیر آن پوستر های سوخته عکس خود بهشتی و فکوری بهشتی را بیرون می آورند که عکس خود بهشتی سالم و از فکوری بهشتی نیمه سوخته و به مردم این دو شخص را مقدس قلم داد می کنند که گویا پوستر های آنان در آتش نسوخته.

استاد به من می گفت که در ولسوالی ها شایعات پخش می شود که در قضیه شکیلا واحد بهشتی هیج نقش نداشته و خانواده شکیلا هم به بی گناهی واحد بهشتی ایمان دارند و قضیه را سرور جوادی مشکل کرده است به برادر شکیلا که در ایران بوده پول داده و او را تشویق کرده که با واحد بهشتی دعوا کند.

قضاوت به شیوه ی افغانی

یازدهمین سالگرد مسعود با وحشی گری بعضی افراد مسلح در سرک های کابل باگشت زنی موتر ها تجلیل شد آن هم به شیوه که سرک ها را بند انداخته و با عکس های مسعود خلاف حرکت می کردند, تا این که کوته سنگی و پول سوخته رسیدند.

در اولین اقدام بچه ی خورد را که دست فروشی می کرده مورد لت و کوب قرار می دهد که امروز شهادت قهرمان ملی ست خبر نداری و تمام سودای او را با کراچی اش چپه می کنند. مردم شب و روز غم اش این است که چطور می تواند خوردن پیدا کند و عده یی پیدا می شوند که این فرصت را هم که ارزش برابر با نفس کشیدن را دارد از آنها بگرند.

در قدم دوم موتور که دو پشته بوده دم موتر می زند و بعد تمام آنان پایین می شوند و این موتوری را لت و کوب می کنند.

هر دوی این قضیه ها در پولی سوخته بوده که معمو لا تمام هزاره ها آنجا حضور دارند و دو نفر که توسط کاروان عزاداران مسعود لت خورده هم هزاره بوده. همین باعث می شود که مردم جمع شده و مداخله می کنند و بین مردم و تیم عزاداران جنگ می شود. تیم عزاداران تفنگچه می کشند و به مردم شلیک می کنند و مردم هم به آنها هجوم می برند وسر انجام یاغی های تاجک فرار می کنند.

پولیس که در صحنه حاضر بوده از طرف آمر جنای حوزه شش که از سید های سنگلاخ است امر فیر در یافت می کنند و به مردم آتش می کشند تا در نتیجه چند کشته و زخمی به جا می گذارد. دربین زخمی هزاره پولیس هم وجود دارد که توسط پولیس های سید و تاجک زخمی شده اند.

همین می شود که درگیری بین پولیس و مردم محل آغاز می یابد از پلی سوخته تا برچی و از برچی تا حوزه ی شش. مردم با دست خالی شعار می دادند که ما قاتل می خواهیم و پولیس با گلوله جواب می دادند. تا این که منجر به کشته و زخمی شدن چندین تن از افرادی ملکی می گردید.

منطق پولیس ملی که حمایت کردن از یاغی گری و اوباشی باشد از قضاوت دگران چه توقع داشته باشیم. شاید اگر جرئت به خرج دهند این عمل را محکوم کنند و بس مانند که رهبران هم این کار را کردند.

محقق در الزهرا گفت روز شهید متعلق به همه مردم افغانستان است و هر کس در این روزهرج و مرج راه می اندازند. از دشمنان مردم افغانستان اند. محقق به مردم گفت که با پولیس درگیر نشوید و ضد کسی شعار ندهید زیرا این کار باعث بد نامی هزاره ها می شود. اگر هم تظاهرات کردید با شعار و با مرام به صحنه حاضر شوید. او این عمل را یک دسیسه خواند و گفت حلقات می خواهند جبهه متحد را از هم بپاشند و گفت نا امنی به نفع هیچ کسی نیست و طالب ها هم که نا امنی ایجاد می کنند به غیر از جنگ و کشته چیزی نسیب شان نمی شوند. و به مردم اطمینان داد که ما جسد ها را به سرد خانه انتقال می دهیم و خواستار محاکمه شدن عاملین این قضیه می شویم. اگر عاملین پیگری قانونی نشد باز هم ما و شما هستیم.

عباس بصیر رییس دفتر خلیلی می خواست بعد از محقق پیام خلیلی را به خوانش بگرد با ممانعت مردمی روبرو شد. مردم با بلند کردن دست گفتند که ما پیام نمی خواهیم, خود استاد کجاست؟ سر انجام بصیر از خواندن پیام مانع شد.

احمد بهزاد مایک را گرفت و این عمل شنیع را محکوم کرد و دولت را عامل این قضیه خواند و دولت را عامل نا امنی در مناطق هزاره جات خواند و گفت که هر کس در درون حکومت پارتی داشت هر کاری را که انجام دهد آزاد است. او افزود حلقات می خواهند که نا امنی را در غرب کابل بیاورند و جوی خون جاری کنند اما بدانند که غرب کابل بیشه ی شیران است. بهزاد به مردم اعتماد داد که ما در کنار شما هستیم و در قوه مقننه آرام نخواهیم نشست. حرف آخر بهزاد این بود که با متانت و عقلانیت در برابر این اوباشی گری باید پاسخ داده شود.

احمد ضیا مسعود و امرالله صالح هر کدام به نوبه خود این عمل شنیع عزاداران را محکوم کردند.

پس اگر قضیه چنین است و هیچ نهادی در این عمل دست ندارند کاروان طرفداران مسعود را که مسلح کردند؟ و چرا پولیس به حمایت از گروه تفنگ دار بی مسوولیت حمایت می کنند؟ و چرا هزاره ها تفنگ ندارند؟

معلوم است که در افغانستان ارام بودن جرم است و هزاره بودن هم جرم است زیرا دیگر اقوام با داشتن سلاح غیر قانونی هر کاری که دلش بخواهد ازاد است و هزاره ها که از جان خود دفاع کنند آن هم با دست خالی جرم محسوب می شود و ازطرف پولیس به رگبار بسته می شوند.

ما قضاوت حکومت را تا هنوز دیده ایم چه در جنگ با کوچی ها و حمایت از گروه های تروریستی در داخل افغانستان همه رفتار حکومت یک رفتار قومی بوده و با هیچ گونه روش حکومت داری مطابقت ندارد.

چه انتظار داشته باشیم که حکومت این بار عدالت را عملی کند و سید آغا شاه را مطابق به قانون محاکمه کند.

در این قضیه هم حکومت مطابق قانون عمل نخواهد کرد و ضد و به بند سیاسی بیشتر از همه چیز اولویت خواهد داد. فرزندان مردم بیچاره را که از طرف پولیس و افراد غیر مسلح به شهادت رسیدند فراموش خواهد کرد.

قسم که در اولین عمل پولیس دیدیم که حمایت از کسانی کردند که با اسلح به سرکا ر مردم هجوم بردند و می خواستند کسانی که مجبور بودند در این روز کار کنند آنان را اذیت کنند و راه ها را هم بند کنند و به موتر وان ها فحش ودشنام دهند. و انسان ها را دم موتر بزنند. از کسانی که در برابر این عمل مقاومت کردند به گلوله ببندند.

قضاوت دگر نهاد های دولتی هم چنین خواهد بود و ما نباید توقع بیشتر از این را داشته باشیم.

تعدادی هم که خود را روشن فکر می گرند و اندیشه ی قومی دارند می خواهند این عمل شنیع پولیس و اوباش ها با ربط دادن در برابر یک امر سازمان دهی شده قانونیت دهد.

نیرو های ناتو بی موقع افغانستان را ترک می کند

        اگر قرار باشد که نیرو های ناتو  و امریکا که یکی از مهم ترین اعضای آن است افغانستان را ترک کند. افغانستان به وضعیت دهه یی60 باز خواهد گشت و تمام تلاش های انسان دوستانه یی که کشور های غربی و در افغانستان انجام داده به باد نیستی فنا خواهد شد.

      اگر سوال این باشد که آیا نیرو های غربی در افغانستان به خوبی ماموریت خویش را به پایان رسانیده اند یا خیر؟ جواب درست این خواهد بود که نه آنها ما موریت خویش را به خوبی به پایان نرسانیده اند و کار های را که باید می کردند نکردند و امنیت را که به مردم افغانستان به ارمغان می آوردند نیاوردند و تروریستان را هم که باید از بین می بردند نبردند و به نظر من آنها هیچ کاری اصولی را انجام ندادند که زندگی مردم بی دفاع را در افغانستان بعد از خروج شان تامین کنند.

        البته آمدن نیرو های خارجی در افغانستان یک کمک مقطع و کوتاه به مردم افغانستان بوده و بیشترین سود را با وجود حضور داشت نیروهای بین المللی باند های تروریستی و احزاب سیاسی برده است. زیرا یک تعداد اشخاص در این دوره که در حکومت سهیم بودند و یا با تیم حاکم روابط خوبی داشتند, صاحب همه چیز شدند و زندگی نسل بعدی خویش را در خارج تامین کردند.

      چه کار های می توانست زندگی صلح آمیز مردم افغانستان را بعد از خروج نیرو های بین المللی در افغانستان کند:

1-    از بین بردن جنگ سالاران و افراد زورمند غیر مسوول زیرا اینها سالیان سال به مردم افغانستان خیانت کردند و هر نوع ظلم را بالای مردم بی گناه روا داشتند و پس از خروج نیرو های ناتو آنها دوباره به جایگاه قبلی خود ایستاد شده و وضعیت یک دهه پیش را بالای مردم ما تحمیل خواهد کرد.

2-    رشد باند های تروریستی در بین مرز های افغانستان و پاکستان که بیشترین خطر به کشور افغانستان محسوب می شود.

3-    به باد رفتن کمک های بین المللی به افغانستان که یا توسط وزرا این کار صورت گرفت و یا پروزه ها به صورت بی کیفیت کار شد.

4-    راه ندادن نسل جوان به قدرت و حکومت افغانستان.

5-    نداشتن یک دولت قدرتمند و سالم.

افغانستان بعد از خروج نیرو های ناتو مورد تاخت و تاز جنگ سالاران قرار خواهد گرفت و تمام دست آورد ها از بین خواهد رفت. زیرا دولت افغانستان مقتدر نیست که امنیت را در افغانستان حفظ کند.

به هر ترتیب یا کشور های خارجی نتوانسته به مردم افغانستان یک کاری اساسی انجام دهد و هم نخواسته که انجام بدهد.