زن در جامعۀ سنتی افغانستان

زن در جامعۀ سنتی در کنج خانه نگهداشته می شود و هیچ نمی تواند تصمیم بگیرد که چگونه زندگی کند و همیشه به مطیع بودن تشویق می شود. فقط به دستگاهی تولید نسل و لباس شویی تبدیل شده و هر گونه ظلم مرد در حق زن روا می باشد وزن خوب باید در جامعۀ سنتی بی دفاع  باشد و همیشه خود را ذلیل احساس کند.

        بهترین زن در جامعۀ در سنتی افغانستان:

    بهترین زن در جامعۀ سنتی به زنی اطلاق می شود که همیشه ساکت باشد و در مقابل مرد ها حرف نزند و گوشی شنوا در برابر مرد ها داشته باشد و همیشه شنونده باشد و بکو شد که خشره ترین کار در خانه را انجام بدهد و پس ترین غذا را بخورد و چون و چرای در مقابل شوهر و دیگر اعضای خانواده نداشته باشد. و تنها می تواند باندیشد که چگونه رضایت مرد هارا  بدست بیاورد و او را خشنود سازد حتا با از دست دادن زندگی . در جامعۀ سنتی هدف زندگی زن باید برای به دست آوردن آسایش برای مردان باشد.

          زن خوب در یک جامعۀ سنتی نباید بگوید که من نمی توانم در کنج خانه بمانم و بدون هیچ دلیل به اوامر مرد فرمانبردار باشم و نمی تواند بگوید که من نمی توانم همه زندگی ام را در تولید نسل بگذرانم و دستگاهی لباس شویی در خانواده باشم و مکتب نروم وحق بیرون رفتن و آزادی زندگی کردن داشته باشد و خود را مانند مرد ها حساب کند و بگوید که حق مساوی با مرد ها داریم و یک مادر در جامعه هستیم و نصف پیکر جامعه را تشکیل می دهیم.

        تعریف زن خوب در جامعۀ سنتی افغانستان:

      زن آرمانی در جامعه سنتی به زن گفته می شود که او توانای پختن نان زیاد و خوب را داشته باشد و چگونه به مواشی  رسیدگی می کند و در تهیۀ سوخت به چه نوع می کوشد و به پرورش طفل چه قدر دست توانای دارد و در برابر ظلم مرد تاچه حد حوصله مند است و چگونه به غذای پست و لباس های ژولیده قانع است. و تا چه حد در جامعه و حضور جمع حاضر می شود.

خشونت در برابر زن در جامعۀ سنتی افغانستان:

مرد سالاری:

    مرد ها همیشه خود را جنس برتر حساب می کند و به زنان حد و مرز تعیین می کند و زنان را نسبت به خود یک قشر زیر دست و کم ارزش می بیند و فکر می کنند که زنان برای خدمت مردان آفریده شده و تنها می تواند در خانه بماند و غریضۀ جنسی مردان را اشباع کند و خود را از چشم همه نا محرمان به دور نگهدارد و لباس مردان را بشوید و به مردان پخت و پز کند و همیشه موقعیت پایین تر از مرد را  داشته باشد و به سالاری و خانی مرد ها تن دهد. ویا مانند جراحی دختر جوان با داس در یکه و لنگ بامیان؛ بریدن بینی خانم عایشه در ارزگان و زنی هراتی که ناخنش توسط شوهر کباب و خورده شده بود و از طریق دامن جنین اش لمس شده بود... مواجه خواهد شد.

دینی:

       از نگاه دینی نیز زنان باید تابع مردان باشد و از اوامر او پیروی کند و بدون اجازۀ شوهر از خانه بیرون نشود و با نا محرمان حرف نزند و نباید صورت خود را به نا محرمان نشان بدهد. و در بیرون از خانه حق آرایش را ندارد و در خانه نشیند و در پیش شوهر خود آرایش کند و همه شرایط باید از شوهر اطاعت کند در هر مسئله به خصوص در مسایل جنسی و اطاعت از شوهر عبادت به حساب می آید. نمایش موی زن به مثابۀ نمایش عورت زن در دین محسوب شده و زن نباید از مچ دست به با لا و گونه ها دیگر جایش در معرض دید قرار بگیرد. در جامعۀ سنتی کشتن انسان ها و غارت کردن به اندازۀ نشان دان گوشۀ از موی زن اهمیت ندارد و جنجال بر انگیز نیست.

تاریخی:

        محرومیت زن ریشه در تاریخ دارد و از زمان مرد سالاری آغاز می گردد. در آن زمان هم خواستگاری زن جرم محسوب می شد و مردم نمی توانستن به صورت رسمی از دختر خواستگاری کند. و مجبور بودند که به دوزی دختر ها بپردازد که باعث نزاع بین دو قبیله می شد. از این حرف ها که بگذریم زن در گذشته به میراث گرفته می شد و وارث اختیار عام و تام زنان را داشتند که زن در آن وقت حیثیت کا لا را داشت. و در پسین ها زن حق آموزش را نداشت و در حین کشف خط مرد ها فکر می کردند که زنان هم باید حق نوشتن خط را داشته باشد یا نه؟ اگر داشته باشد نامحرمان می توانند بخوانند یانه؟

خشونت زن علیه زن:

     در بسیاری موارد زن مورد خشونت زن دیگر قرار می گیرد که این بیشتر متوجه عروس خانم ها می شود که از طرف خشو ها و دیگر خانم های  در خانه صورت می گیرد و آنان می کوشند که یا خود در بالای عروس ظلم کنند و یا مرد ها را تحریک کنند که نسبت به عروس نگاه بد بینانه داشته باشدد که این نزاع باعث فسخ ازدواج ها می گردد.

بیسوادی:

نداشتن سواد نیز مردم را کمک می کند که حقوق یکدیگر را ندانند و خواسته و ندانسته بالای زنان خشونت کنند و از داشتن دختر ننگ کند و او را به معامله بگیرد. و دختر را با رفتن از خانه ی شوهر از خود جدا بداند که در وافع همین طور هم هست. دختر با رفتن به خانۀ بخت دیگر اختیارش به دست شوهر است و حتا حق رفتن در خانۀ پدر را بدون اجازۀ شوهر هم ندارد. یعنی در واقع اسیر شوهر است و باشندۀ خانۀ شوهر و نمی تواند پا فراتر از خانۀ شوهر بگذارد.

ناامنی:

نا امنی نیز دنیای زنان جامعۀ سنتی مانند افغانستان را تاریک تر کرده است و همیشه زنان مورد سو ی استفادۀ زورمندان قرار بگیرد  و نا خواسته باید با قو مندان هفتاد ساله ازدواج کند و یا مورد تجاوز جنسی زور مندان واقع شود. و یا در دعوا های مثل قتل و دیگر نزاع های قومی با سرنوشت یک زن معامله کند و او را به ورثۀ مقتول که مهم نیست چند ساله است، پیر است یا کودک به زنی بدهد و وجدان خود را راضی کند و به نزاع قومی پایان دهد.