دختران هزاره به خمس داده می شوند

           در جامعۀ سنتی هزاره های  شیعه مذهب دختر جوان به سید  خمس داده می شود در صورتیکه در یک  خانواده پنج دختر به دنیا آمده باشد و این یک توجیه مذهبی شده چون در فقه شیعه در تمام اموال از پنج حصه یک حصه به سید داده می شود و این حکم را در حق زنان هم تطبیق کرده است و در دهات هزاره نشین به ده ها قضیه از این موارد رخ داده است. و خانواده ها به حیث یک امر مذهبی و ترس از خدا دختری پنجمی را به سید می بخشد. سادات هم خود را نواسه ی پیامبر می خوانند وگرفتن دختری پنجمی را یک حق مسلم خود می خواند و بدون هیچ گونه تاوان و زحمتی صاحب عروس می شود. در جامعۀ که مصارف ازدواج برابر به مزد کار کردن یک عمر جوان غیر سید می باشد. فقط اولیت که نصیب دختر های خمس داده به سید می شود. تخلص آغه می باشد. این امر در جامعۀ سنتی هزاره به حیث یک امر مقدس اجرا می شود. و خواستن و نخواستن دختر مهم نیست آنچه مهم است اجرا شدن امر دینی و مذهبی به صورت درست آن است. و همه کس کوشیده اند تا امر خدا را به جا آورند بدون این که بدانند خدا چه گفته. هر امر دیگری هم که بعضی ها خواستند مورد اجرا و تایید مردم قرار بگرند صیغۀ دینی و مذهبی دادند و مردم هم نه دانیسته همین که پای دین و مذهب پیش آمد مورد تایید قرار می دهند و با جان دل کار های در ظاهر دینی را انجام می دهند که در حقیقت ضد دین و انسانیت هست. در جامعۀ ما هر چه به بازی گرفته شده و سرنوشت انسان ها به نام دین به خرابی کشیده شده و به نام دین به حق مردم تجاوز کردند و حق اعتراض را هم از آنها گرفتند و نگذاشتند که ساعتی  آرام باشند و زندگی راحت داشته باشند. دینی که اساس آن  برای نجات انسان ها بنا نهاده شده بود و می کوشید که انسان ها را از بر دگی آزاد کنند. چه شد که خود مشکلاتی را بر قشر محروم جامعه افزود می کنند. دینی که دختران را از زنده به گور کردن نجات داد و به مادر حق معنوی و ارزش معنوی بخشید و بهشت را در زیر پای مادران قلم داد کرد چه شد که به یک بارگی خود این حقوق انسانی را از مادر گرفت و به او مانند یک کالای مصرفی مالیه و خمس تعیین کند.

دختر ها که به این نوع به خانۀ بخت می روند هیچ گونه قدر و عزت نمی شوند و مراسم خاصی که در این جامعۀ هزارگی مرسوم است. از آن هم محروم می شوند و با دادن دست به پیر زاده به خانۀ بخت می روند و با کفن باید  از آن خانه  بیرون شوند چون خورده گرفتن دیگر در خانۀ مقدس معنی ندارند و به هر که هم بگوید مسخره و غیر قابل قبول است. باید نشیند و در برابر اوامر واجبات با جان و دل مجری باشد. زنان در جامعۀ سنتی محروم تر از آن است که فکر می شوند. به امید روزی که معیار، انسان باشد نه زن و مرد.